هفتاد و دو شاهد

آن شاهد بازاری وین پرده نشین باشد ...

هفتاد و دو شاهد

آن شاهد بازاری وین پرده نشین باشد ...

شنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۴، ۰۹:۴۳ ب.ظ

یادداشت دایی برای دلارام زینب

به زینب بگو

دلارام دایی

تو امید و نور

چشمان دایی


بیا قصه گویم

بعد بازی

تو فصلی دگر

از کتاب خدایی

 

من و خواهرم

دو دلداده بودیم

بیا تا بگویم

نشان جدایی

 

بخواب نازنینم

تا بگویم چرا

از آن پس بگوید

برادر کجایی ؟

 

 

بپرس از مادرت

رنگ پیشانی من

رنگ سبزو

فتح طلایی

 

کلاه خود من

سفت و محکم

جایی که چیده

افکار دایی

 

میان کوله پشتی

چه دارم بپرس

کجا می خورم

آ ب و هم غذایی

 

ببین زینبم

من هستم کنارت

بظاهر شدم

در گذشته فدایی

  • کامران آوینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی